اولین دیدار آرتین و مامانی
آرتین مامان این عکس اولین باری هستش که من تورو بغل کردم چه حس قشنگی بود وقتی دیدمت و تورو گذاشتن رو صورتم تو هم شکمو بودی وصورت منو میخوردی .قصه رو از اول اول واست میگم.قبل از اینکه خدا تورو بهمون بده من توی آزمایشگاه کار میکردم.چند روزی بود که حالم عوض شده بود.انگار متوجه یه تغییراتی شده بودم اما شک داشتم.16 فروردیم 91 یه آز دادم اما چیزی نشون نداد دکتر سجادی گفتش که یک هفته ی دیگه صبر کن 2شنبه21 فروردین شیفت عصر بودم بابا منو گذاشت آزمایشگاه و رفت من خانم بهمن زیاری رو دیدم و گفتم میای از من خون بگیری اما اسم منو رو لوله آز ننویس تا یه آزمایش بتا بدم خلاصه خون گیری تمام شد و رفت واسه آزمایش دل تو دلم نبودخیلی استرس داشتم ساعت...
نویسنده :
مامان الهه
14:29


